د مقالې اصلي محتوا

خلاصه

ادموند هوسرل یکی از مهم‌ترین فیلسوف معاصر و از بنیان‌گذارِ روشِ پدیدارشناسی است که مفهومِ روی‌آورندگی یا قصدیت یکی از محوری‌ترین مفهومِ وی می‌باشد. در این نوشته سعی شده است، حیثِ التفاتی یا روی‌آورندگی در فلسفۀ هوسرل در تمایز از پیشینیانِ وی تبیین شود. اهمیتِ این مفهوم در این تحقیق این است که از طریقِ آن رویکردِ جدیدی در فلسفه ایجاد می‌شود که بر اساسِ آن جریانِ پدیدارشناسی شکل می‌گیرد. این تحقیق از طریق خوانشِ متونِ اساسی پدیدارشناسی و نیز دیدگاه شارحین بر اساسِ روشِ پدیدارشناسی صورت گرفته است که براساسِ این خوانش دیدگاه‌های پیشینیان مورد نقد قرار گرفته و فهمِ خاصِ هوسرل از خلالِ آن واضح‌تر ارائه شده است. این تحقیق نشان می‌دهد که فهمِ درون‌ماندگار از مفهومِ روی‌آورندگی به هیچ وجه گره‌گشایی مسیر پدیدارشناسی نیست. هوسرل با آوردن مفهوم تضایف و تعریف جدیدی از آن زمینه را برای گشایشِ افقِ جدید در پدیدارشناسی فراهم می‌کند. بر اساسِ این یافته، روی‌آورندگی عنصرِ عینیت‌بخش، وحدت‌بخش، نسبت‌دهنده و نیز قوام‌بخشِ آگاهی است که بدونِ تبیینِ دقیقِ آن نمی‌توان پدیدارشناسی هوسرل را توضیح داد.

کلیدي ټکي

پدیدارشناسی روی‌آورندگی ادموندهوسرل فرانتس‌برنتانو آگاهی تضایف

د مقالې جزئیات

څنګه استناد وکړو
باهنر م. (2024). روی‌آورندگی در پدیدارشناسی ادموند هوسرل. د کابل پوهنتون د ټولنیزو علومو علمي - څېړنیزه مجله, 7(1), 221–239. https://doi.org/10.62810/jss.v7i1.13
د ارجاع داونلوډ
Endnote/Zotero/Mendeley (RIS)
BibTeX