د مقالې اصلي محتوا

خلاصه

افلاطون دیالکتیک را به‌عنوان روشی منحصربه‌فرد برای دستیابی به شناخت حقیقی و جامع تعریف می‌کند. از دیدگاه او، تفکر عقلی همراه با عشق، وسیله‌ای برای هدایت نفس انسانی به‌سوی درک حقایق کلی و جهان‌شمول است. در مقابل، هگل دیالکتیک را به‌عنوان فرایند سازش و آشتی تناقض‌ها و تضادهای موجود در اشیا، ذهن و طبیعت تلقی می‌کند. این تحقیق با روش مروری-تحلیلی و به بررسی معانی و کاربردهای دیالکتیک در تفکر فلسفی می‌پردازد. هدف اصلی این تحقیق، بررسی دیالکتیک هم به‌عنوان یک روش و هم به‌عنوان یک چارچوب فلسفی است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که در فلسفۀ افلاطون، دیالکتیک نوعی روش‌شناسی و هنر پرسش و پاسخ فلسفی محسوب می‌شود. اهمیت این تحقیق در این است که نقش بنیادی دیالکتیک را در درک ماهیت و ذات پدیده‌ها روشن می‌سازد.

کلیدي ټکي

دیالکتیک دیالوگ حقیقت سنتز تضاد آشتی

د مقالې جزئیات

څنګه استناد وکړو
فطرت ب. (2025). تأملی بر مفهوم دیالکتیک در فلسفۀ افلاطون و هگل. د کابل پوهنتون د ټولنیزو علومو علمي - څېړنیزه مجله, 7(4), 213–232. https://doi.org/10.62810/jss.v7i4.179
د ارجاع داونلوډ
Endnote/Zotero/Mendeley (RIS)
BibTeX

ماخذونه

  1. احمدی، ب. ( ۱۳۸۱). هایدگر و پرسش بنیادین. تهران: انتشارات مرکز.
  2. اردبیلی، م. م. (۱۳۹۳).هگل، هایدگر و مسأله زمان. فصلنامه تحقیقات فلسفی، شماره مسلسل ۱۴، تبریز: انتشارات پوهنتون تبریز.
  3. استیس، و.ت. (۱۳۵۷). فلسفه هگل. ترجمه حمید عنایت. تهران: انتشارات سپهر.
  4. اینوود، م. (۱۳۸۷). فرهنگ فلسفی هگل. ترجمه حسن مرتضوی، مشهد: انتشارات نیکا.
  5. باقری، س. (۱۳۸۹). تجلی آزادی در تاریخ (تحلیل دیالکتیکی مفهوم حق). فصلنامه دیدگاه‌های حقوقی، تهران: انتشارات پوهنتون تهران.
  6. بابایی، پ. (۱۳۸۶). مکاتب فلسفی از دورن باستان تا امروز. تهران: انتشارات نگاه.
  7. بیزر، ف. (۱۳۹۱). هگل. ترجمه سید مسعود حسینی، تهران: انتشارات ققنوس.
  8. پایکین، ر و آوروم استرول. (۱۳۷۷). کلیات فلسفه. ترجمه کریم مجتبوى، تهران: انتشارات حکمت.
  9. تامپسون، م. (۱۳۸۹). خود آموز فلسفه. ترجمه بهروز حسنی، تهران: انتشارات فرهنگ نشر نو.
  10. خسروپناه، ع.(۱۳۸۰). تاریخ فلسفۀ غرب. تهران: انتشارات نیلوفر.
  11. راسل، ب. (۱۳۵۱). تاریخ فلسفۀ غرب. ترجمۀ نجف دریابندری، جلد اول، تهران: انتشارات شرکت سهامی کتاب‌های جیبی.
  12. زیبا کلام، ف. (۱۳۷۸). سیر اندیشه فلسفی در غرب. تهران: انتشارات مؤسسه انتشارات و چاپ.
  13. سجویک، پ. (۱۳۸۸). مروری بر فلسفه ‌اروپایی از دکارت تا دریدا. ترجمه محمدرضا آخوندزاده، تهران: انتشارات نی.
  14. شفیع بیگ، ا. (۱۳۹۵). الهام و معرفت در فلسفۀ سقراط و افلاطون. فصلنامه فلسفه، سال ۴۴، شمارۀ دوم، تهران: انتشارات آگه.
  15. فتحی، ح . (۱۳۸۴). افلاطون طلایه دار بحث حسن و قبح عقلی. فصلنامۀ حکمت و فلسفه، شمارۀ۴، سال اول، تبریز: انتشارات پوهنتون تبریز.
  16. فتحی، ح. (۱۳۹۰). دیالکتیک هگل. فصلنامۀ تاریخ فلسفه، شمارۀ اول، سال دوم، تبریز: انتشارات پوهنتون تبریز.
  17. فطرت، ب . (۱۴۰۰).فلسفۀ کلاسیک آلمان. کابل: انتشارات پوهنتون کابل
  18. کاپلستون، ف. (۱۳۸۶). فلسفه در یونان و روم. ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، تهران: انتشارات سروش.
  19. گاتلیب، آ. (۱۳۸۴). تاریخ فلسفه غرب از یونان باشتان تا رنسانس. ترجمه لی‌لاسازگار، تهران: انتشارات ققنوس.
  20. لاوین، ت. ز .(۱۳۸۷).از سقراط تا سارتر. ترجمه پرویز بابایی، تهران: انتشارات نگاه.
  21. وال، ژ. (۱۳۸۰). بحث در مابعدالطبیعه. ترجمۀ یحیی مهدوی، تهران: نشرخوارزمی.
  22. مهرریزی، م. (۱۳۹۳). بررسی آپاریا در محاوره های افلاطون. فصلنامۀ فلسفه، سال ۴۲، شمارۀ ۲، تهران: انتشارات پوهنتون تهران.
  23. هاشمی، م. م. (۱۳۸۳). صیرورت در فلسفه ملاصدرا و هگل. تهران: انتشارات کویر.